تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - مطالب ابر خدا
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

یکی از همرزمان سردارشهید اسلام مجید بقایی می گوید: قبل از انجام عملیات مقدماتی والفجر، قرار بود عده ای از مسئولان نظامی با امام ملاقاتی داشته باشند. مجید با این که دلش برای دیداری محبوب خود پر می زد، گفت: ما باید اتمام شاسایی این عملیات در منطقه بمانیم. او حتی یک بار برای خداحافظی از پد رو مادرش تصمیم گرفت به بهبهان برود. شبانه حرکت کرد، ولی پس از طی حدود چهل کیلومتر،‌از ادامه سفر منصرف شد و برگشت. علت را از او جویا شدیم. گفت: در بین راه به خاطرم رسید که در این عملیات باید بیشتر کار کنیم. احساس کردم به جای رفتن به بهبهان اگر پیش بسیجی ها باشیم، بهتر است. همان شب با سردار شهید حسن باقری جهت شناسایی به فکه رفتند و در همان روز هر دو با هم به شاخسار جنان پر کشیدند.

اگر هر کاری که می خواهیم انجام دهیم برای رضای خدا باشد هیچ گاه دچار تردید نمی شویم که آن عمل را انجام دهیم یا نه. زندگی شهدا سرشار از توکل به خدا و ائمه اطهار بوده. وقتی خاطرات شهدا را می خوانیم آن چنان غرق در وقف خود برای خدا بودند که انگار با ما انسان ها فاصله ی زیادی داشتند. ولی آن ها هم مانند ما انسان ها بودند اما شیوه و منش شان خدایی تر بوده. پس بیاییم زندگی شهدا را الگوی خود قرار دهیم تا دچار مشکل نشویم.





طبقه بندی: یاحسین فرماندهی از آن توست (شهدای فرمانده)،  تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)،  تخریب چی(تلنگرها)، 
برچسب ها: شهید، خدا، زندگی، شهید حسن باقری، عملیات مقدماتی والفجر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


سخن مقام معظم رهبری در مورد شهید پیچک

"درود خدا و فرشتگان و صالحان بر سردار شجاع و صمیمی و فداكار اسلام غلامعلی پیچك،‌ شهیدی كه در دشوارترین روزها مخلصانه‌ ترین اقدام‌ ها را برای پیروزی در نبرد تحمیلی انجام داد."







طبقه بندی: یاحسین فرماندهی از آن توست (شهدای فرمانده)، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، شهید، خدا، فرشتگان، غلامعلی پیچك، پیروزی، نبرد تحمیلی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 10 اسفند 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


شهید احمد نجاریان

خدایا! تو خود نیک می دانی که من تو را دوست دارم و من نیز می دانم که تو مرا دوست

داری، پس چرا آن لحظه ای که هم من و هم تو منتظر آنیم را برایم فراهم نمی کنی؟!

... دنیا، دنیایی فانی است؛ دنیایی که هم چون ماری فریبنده و آرام می باشد و ناگهان

انسان را با زهر خود به هلاکت می رساند.

هر چه می خواهید از خدا طلب کنید؛ هر چه می خواهید.

دنیایی که درآن زندگی می کنیم درست است فانی است،اما مزرعه ای است برای دنیایی

دیگر. همه ما انسان ها روزی به دنیا آمده ایم و روزی از این دنیا خواهیم رفت. چگونه و چه

زمان را فقط خدا می داند. شهید نجاریان می گوید هر چه می خواهیم از خدا بخواهیم.

من از خدا شهادت، روزی حلال، سلامتی ، فرج مولایمان، سربلندی مسلمانان، سلامتی

رهبر عزیزمان، آمرزش گناهان، عاقبت به خیری همه جوانان، شفای مریضان و ....

را طلب می کنم.

شما چه می خواهید ؟؟؟





طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: خدا، دنیا، فرج مولا، سلامتی رهبر، شهادت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 22 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


یکی از دوستان چند روز پیش این پیامک را برایم فرستادند:

یا بقیه الله!

کسی اگر که نداند، خدا که می داند

فقط معطل مایی اگر نمی آیی....

بعد دفترچه وصیت نامه شهدا را باز کردم وصیت نامه شهید باباجانیان به چشمم خورد ....

شهید ناصر باباجانیان

آن دنیا آن ها دل می کنند شرمنده نمی شوند؟

آیا یادشان هست که با این عملشان، ظهور آقا امام زمان (عج) را به تاخیر می اندازند؛

در صورتی که مستمندان و مستضعفان منتظرند.

محتاجان و فقیران منتظرند؟!

نمی دانم چرا قسمت اول وصیت نامه نبود .... تلنگر شهید به چه کسانی بود؟

نمی دانم به چه افرادی هشدار داده بودند که عملشان باعث تاخیر فرج مولایمان می شود ....

تفکر کنیم و ببینیم آیا ما ظهور آقا را به تاخیر انداخته ایم؟؟؟






طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: ظهور آقا امام زمان (عج)، عمل، تلنگر، تاخیر، خدا، مستضعفان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 12 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()

 

از همه زودتر می آمد جلسه

تا بقیه برسند ، دو رکعت نماز می خواند

یکبار بعد از جلسه کشیدمش کنار و پرسیدم:

نماز قضا می خونی؟

گفت: نه! نماز می خونم که جلسه به یه جایی برسه

همین طور حرف روی حرف تل انبار نشه...

      خاطره ای از زندگی سردار شهید مهدی زین الدین

                                                     منبع: کتاب آقا مهدی ، صفحه ۱۰۹

چقدر خوبه ما هم قبل از انجام کارهامون مثل آقا مهدی دو رکعت نماز بخونیم و نتیجه رو واگذار کنیم به خدا

اونوقت اگه کار نتیجه هم نگرفت ، به نوعی دلمون آرومه که حتما خیر و صلاحی توش بوده که به نتیجه نرسیده

دو رکعت نماز شاید سه دقیقه هم طول نکشه ، اما نتیجه اش زیبا و گاهی همیشگی میشه

امتحان کنیم...





طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
برچسب ها: شهید، زین الدین، نماز، خدا، جلسه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | توسط : سیدگمنام | نظرات()