تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - مطالب دی 1391
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "


هر هفته با معرفی کتابی درباره شهدا در خدمت دوستان هستیم.

" کتاب در کمین گل سرخ " در پنج بخش با نام های  " از کودکی تا پیروزی انقلاب

اسلامی" ، " از پیروزی انقلاب تا فرماندهی نیروی زمینی " ، دوران فرماندهی در

نیروی زمینی تا عملیات مرصاد و پایان جنگ "،"دو سال پایانی جنگ"و"سرانجام"،

به همراه یک مقدمه نوشته شده است.

کتاب در کمین گل سرخ، به قلم محسن مومنی توسط انتشارات سوره مهر (حوزه

هنری سازمان تبلیغات اسلامی) به چاپ رسیده است.






طبقه بندی: همسنگران (معرفی کتب ، مجلات و سایتهای حوزه پایداری)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


یک شب که مهمان آمده بود رفت تا میوه بگیرد. خودش وقتی خانه بود، هر چقدر هم

خسته از سرکارش برگشته بود، نمی گذاشت خرید بیرون را من بکنم. برگشتن چند

کیلو سیب کوچک و ناجور خریده بود. گفت : این ها چیه گرفتی ؟ چه طور می شود

گذاشت جلوی مهمان؟ گفت: چه فرقی می کند، بالام جان ؟ سیب پوستش را بگیری

همه شان شکل هم می شوند. پیرمردی را آن جا دیده بود که بساط دارد و کسی سیب

هایش را نمی خرد. رفته بود و همه اش را خریده بود. میوه خوردن خودش جالب بود.

میوه هایی که در دسترس اکثر مردم نبود، مثل موز و این ها اصلا نمی خورد. می گفتم:

بخور ، قوت داره. می گفت : قوت را می خواهم چه کار ؟ من ورزشکارم. چه طور موزی

بخورم که گیر مردم نمی آید. صدایش را عوض میکرد و می گفت: مگر تو من را نشناختی

زن ؟ همین میوه های معمولی را هم قبل از این که بخورد، برمی داشت و دردستش می

چرخاند و نگاهشان می کرد.می گفت:سبحان الله تا کلی نگاهشان نمی کرد، نمی خورد.



( خاطرات خانم حکمت، همسر شهید بابایی )





طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
برچسب ها: شهید، سیب، ورزشکار، سبحان الله، پیرمرد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 29 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()

 شهید مهدی نجف زاده

... فریاد مسلمانان تحت شکنجه ی دول غاصب و قلدر جهان به گوش می رسد و ما را به

یاری خود می خوانند و ما هستیم که باید به یاری آن ها بشتابیم؛ ما مسئولیم و یک

لحظه نمی توانیم از زیر بار سنگین این مسئولیت شانه خالی کنیم.

.... من برای این که توانسته باشم رضای حق تعالی را به دست بیاورم، از تمامی جان و

مال و کسان خویش گذشتم!

مسلمانان در چه حالی هستند ....

مسلمانان فلسطین، سوریه، میانمار، پاکستان و ....

دشمنان اسلام با تمام قوای خود در صدد نابودیمان هستند ....

شهید نجف زاده ما مسلمانان را به مسئولیتی سنگین امر کرده اند که جای تامل دارد.

آیا با خود اندیشیده ایم که وظایفمان در قبال مسلمانان چیست؟

چه کرده ایم؟

نظرتان را بفرمایید ...





طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: مسلمانان، شکنجه، دول غاصب، فلسطین، سوریه، میانمار، پاکستان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 28 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()

خوب بخوانید و هر چه دل تنگتان می خواهد بگویید ....

شهید حسن خرازی

... خدایا ! امان از تاریکی و تنگی و فشار قبر و سوال منکر و نکیر؛ در روز محشر و قیامت

به فریادم برس.

... از تمام اقشار ملت، به عنوان یک فرد از اجتماع که حقی برگردنش است، تشکر می

کنم و عرض می دارم که هر کدام از شما ممکن است در کار خود کمبودهایی احساس

کنید و مشکلاتی برای شما پیش بیاید. این جانب خواهشمند است که موفقیت اسلام

و انقلاب و کشور را در نظر گرفته و صبر بیش تری پیشه کنید و توجه داشته باشید که

در مشکلات است که انسان ها آزمایش می شوند. کاری نکنید که خدای نکرده شما

در مقابل شهدا و خانواده های محترم شان جوابی نداشته باشید که بدهید.





طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: فشار قبر، منکر و نکیر، روز محشر، قیامت، اسلام و انقلاب، صبر، شهدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


چند وقته که بعضی از آدم ها از وضعیت اقتصادی کشورمون ناراحت هستند و مرتب گله

می کنند که گرونی به همه داره فشار میاره و زندگی سخت شده و ...

درسته گرونی هست و زندگی ها هم سخت شده ...

با خودم داشتم فکر می کردم که من و توی بچه مسلمون باید چه کار کنیم که فشار

کمتری رو تحمل کنیم و یه کمکی هم به کشورمون کرده باشیم.

یادتون هست چند ماه پیش مرغ گرون شده بود؟ همه صداهاشون بلند شده بود که

چند هزار تومن مرغ یه روزه گرون شده. حالا چی بخوریم؟

تخم مرغ گرون شد. حالا چی بخوریم؟

یادم هست کلی پیامک در مورد گرونی مرغ برام فرستادند که هم خنده دار بود و هم

جای تامل داشت.

من به چند نفر گفتم چند ماه مرغ نخوریم مگه چی میشه؟ اگه اصلا مرغ نخریم چی میشه؟

همه می خندیدن. باور کنید اگر تو همون گرونی ها مرغ نمی خوردیم هم اتفاقی برامون

نمیفتاد و هم ویتامین مرغ نخوردن چند ماهه تو بدنمون کم نمی شد و نه مریضی سوء

تغذیه می گرفتیم. ولی اینو خوب می دونم که تو کشورمون هرچی گرون میشه همه یه

شبه به سراغش میرن.

حالا ببینید چند ماهه دیگه عید نوروزه. همه می خوان خرید کنند. وقتی می خوایم بریم تو

بازار همه یه جوری دارن خرید می کنن که انگار دیگه نمی شه روزهای دیگه سال رفت بازار

و خرید کرد. چنان کیلو کیلو مواد غذایی می خرن که آدم تعجب می کنه. یه کمی به خرید

هامون توجه کنیم. ببینیم اون چیزی رو که می خوایم به اندازه می خریم. باور کنید اگر دقت

کنیم می بینیم بعضی از خریدهامون از روی نیاز نیست و فقط داریم پولمون رو حیف می

کنیم.

بیایم امسال خریدهامون رو با دقت بیشتری انجام بدیم و به فکر پس انداز آینده مون باشیم.

اصلا بیایم ببینیم شهدا چه طور خرید می کردند؟

براتون حتما می نویسم که شهدا در خرید چه طور بودند.






طبقه بندی: پیک (دلنوشته ها)، 
برچسب ها: گرونی، مرغ، خرید، شب عید، مواد غذایی، زندگی، شهدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()

شهید احمد نجاریان

... خدایا! به تو می گویم، از صمیم قلب، از روی اخلاص، در این تنهایی شب که فقط تو

ناظر و آگاهی، تو می دانی که چه دست و پایی برای شهادت می زنم!

خدایا ! تو بزرگی و من هیچ؛ رسم بزرگی این نیست که مرا تنبیه کنی.

خدایا! تو را به خون اباعبدالله قسم می دهم که برای من ناز نکن و سرت را برنگردان.





طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: اباعبدالله، صمیم قلب، اخلاص، تنهایی، شب، خدایا، تنبیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 25 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()


شهید محمود نجاریان

.... این وصیت نامه را در حالی می نویسم که قلبم آکنده از عشق پیوستن به الله و دیدار

رسول الله و حسین بن علی است.

خدایا! تو شاهد باش که برای رهایی از مشکلات دنیا نبود که به جبهه آمدم، بلکه عشق

پر سوز بندگی تو مرا به این وادی کشاند.

... ای امت اسلامی! به هوش باشید که تاریخ فردا، بی تفاوتی ها و کم کاری ها را نخواهد

بخشید.

انسان درس می خواند که محب خدا شود. آن درسی که انسان را دوست خدا نکند، شیفته

خدا نکند، درد است. اگر دانشمند و عالم و متخصص شدن نتواند انسان را به خدا نزدیک کند،

بیچارگی است.

حالا با خود بیندیشیم درسی که خوانده ایم ما را به خدا نزدیک کرده است یا خیر؟

آیا محب خدا شده ایم ؟ یا برایمان حکم درد را داشته است؟

فقط به تک تک جملات توجه کنید...

شهید جبهه رفتنش را بندگی خدا می داند. کم کاری ها را زشت می شمارد. متخصص

شدن بدون نزدیک شدن به خدا را بیچارگی می داند و ....

حالا ما انسان ها متخصص شدن را افتخار، درس خواندن و مدرک گرفتن را مایه سربلندی

خود و خانواده و کم کاری های خود را از روی ناتوانی می دانیم ...

فرق ما با شهدا در تک تک جملات و افکارمان قابل مقایسه است.





طبقه بندی: بیسیم چی (وصیت نامه شهدا)، 
برچسب ها: بیچارگی، محب خدا، درس، رسول الله، حسین بن علی، متخصص شدن، جبهه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 دی 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 4  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4