تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - سردار شهید حجت الاسلام عبدالله میثمی؛ نماینده امام در قرارگاه خاتم
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

جنگ که شروع شد، فردای عروسی اش رفت جبهه. نماینده ی امام (ره) در قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) . این آخرها حسابی هوایی شده بود. به همسرش گفت : " دلم تنگ شده، سر دو راهی ام. نمی دونم بمونم و خدمت کنم یا شهادت رو انتخاب کنم." اما حالش که حال ماندن نبود. آتش به جان آدم می انداخت. در وصیت نامه اش لا به لای قرض هایش، مهریه همسرش را نوشته بود. روز آخر... از سنگر رفت بیرون که وضو بگیرد و برنگشت. یک نرکش ریز خورده بود به سرش. 12 بهمن 1365 بود و آن روز شلمچه بوی غربت می داد.

تا به حال به شلمچه رفتید؟ شب های شلمچه رو تجربه کردید؟ روضه ی حضرت زهرا (س) رو توی خاک های شلمچه گوش دادید؟بوی غربت شهدا به مشامتون رسیده؟ نمی دونم تا به حال شهدای شلمچه دعوتتون کردن که به زیارتشون برید یا نه؟ اما من یکبار این دعوت رو تجربه کردم و با اشتیاق بیشتری منتظر دعوت بعدی هستم. شهدای شلمچه شهدایی هستند که با خونشون ثابت کردند در هر رده و منصبی که باشند باز هم عاشق شهادت هستند. شهید میثمی که تازه داماد بود شهادت رو با زندگی معامله کرد. خوشا به سعادت تازه داماد شلمچه.





طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین 1392 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()