تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - شهید احمد کشوری؛‌ فرمانده هوایی غرب
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

او از همان آغاز جنگ داخلی چنان از خود کیاست و لیاقت و شجاعت نشان داد که وصف نا کردنی است. یک بار به شدت زخمی شد و هلی کوپترش سوراخ سوراخ، ولی به فضل الهی هوشیاری تمام، ‌هلی کوپتر را به مقصد رساند. در زمان جنگ هم دست از ارشاد بر نمی داشت و ثمره تلاش های شبانه روزی او را می توان در پرورش عقیدتی شیر مردانی چون شهید سهیلیان و شهید شیرودی دانست. و شهید شیرودی چه متواضعانه می گفت: احمد، استاد من بود.

زمانی که صدام آمریکایی به ایران یورش آورد، در انتظار آخرین عمل جراحی برای بیرون آوردن ترکش از سینه اش بود، اما روز بعد از شنیدن خبر تجاوز صدام، عازم سفر شد. به او گفته بودند که بماند و پس از اتمام جراحی برود، ‌اما جواب داده بود: " وقتی اسلام در خطر باشد،‌ من این سینه را نمی خواهم." او به جبهه رفت و چون گذشته،‌ سلحشورانه جنگید و مزدوران را به درک واصل کرد، به طوری که بیابان های غرب کشور را به گورستانی از تانک ها و نفرات مزدور دشمن تبدیل نمود.

او بدون وقفه و با تمام قدرت و قوا می کوشید. پروازهای سخت و خطرناک را از همه زودتر و از همه بیشتر انجام می داد. حماسه هایی که در شکار تانک آفریده بود، فراموش نشدنی است. شب ها دیر وقت می خوابید و صبح ها خیلی زود بیدار می شد و نیمه شب ها، ‌نماز می خواند. و با اشک و تضرع و عبادت های نیمه شبش، به جهاد اکبر نیز اهتمام می ورزید.

او الگوی یک مسلمان کامل و به کمال رسیده بود و چه زیبا گفته است شهید عزیزمان تیمسار فلاحی که : " احمد فرشته ای بود در قالب انسان"

عشق شهید کشوری به امام، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب وصف ناکردنی است. بعد از انقلاب وقتی که برای امام کسالت قلبی پیش آمده بود، ‌او در سفر بود. در راه وقتی که این خبر را شنید، از ناراحتی ماشین را در کنار جاده نگه داشت و در حالی که می گریست، ‌گفت: خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیفزا. وقتی به تهران رسید،‌ به بیمارستان رفت و آمادگی خود را برای اهدای قلب به رهبر اعلام کرد. او بر این عقیده بود که تا دنیا هست و فرصتی وجود دارد، ‌باید توشه ای برای آخرت بسازد. هرگز لحظه ای از حرکت و تلاش باز نایستاد؛ به طوری که می گویند بارها در هوای ابری و حتی بارانی پرواز کرد. او الله را می دید و به جهان جاودانی می اندیشید.

عشق به الله ،‌هر خطری را در نظرش هموار کرده بود و شهادت را در راه الله برای او از عسل هم شیرین تر بود .

شهدا در بدترین شرایط باز هم حاضر می شدند جان خود را فدای انقلاب و اسلام کنند. حالا ما بچه مسلمونا حاضریم جون خودمون رو فدای رهبرمون کنیم ؟ حاضریم در مقابل هزاران دشمن داخلی و خارجی قد علم کنیم و بگیم ما سربازهای امام سید علی حسینی خامنه ای هستیم . حاضریم قلب خودمون رو فدای رهبرمون کنیم. پس با اخلاص بگو لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین.





طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()