تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - حسن آبشناسان؛‌ فرمانده لشگر 23 نوهد
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "

ما با یک عده نیروی مخصوصی که عملیات می کردیم در محلی به نام دهلیز که مشرف به دشت عباس بود و شب برای زدن تانک حرکت کردیم. همه دراز کشیده بویدم و تیراندازی می کردیم دو نفر هم به طرف یک شیار برای زدن تانک ها رفتند من بالای سرم یک عراقی که سیمونف نام داشت دیدم از الطاف خدا بود که به ما تیراندازی نکرد در تیراندازی تیمسار زخمی شد. ما لبه پرتگاه تیراندازی می کردیم به من گفت پشت مرا نگاه کن و گفتم که شما زخمی شدید و ایشان برای این که روحیه بچه ها تضعیف نشود به کسی چیزی نگفت و بچه ها بعدا فهمیدند که ایشان زخمی شدند. در قرارگاه حمزه همیشه از همه جلوتر بودند به او گفتند که شما همین جا باشید ما جلو می رویم در عملیات ها هیچ گاه پشت سنگر نمی رفتند و موضع گیری نمی کردند و از تیر مستقیم هراسی نداشتند. من گاهی جلوی ایشان چوب یا مانعی می گذاشتم تا از تیر در امان باشند و ایشان از این چیزها ترسی نداشتند. از لحاظ کارهای چریکی واقعا یک استثنا و نابغه بودند و تمام فرماندهان ارتش به او احترام می گذاشتند.





طبقه بندی: یاحسین فرماندهی از آن توست (شهدای فرمانده)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()