تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - عبدالحسین برونسی؛ فرمانده تیپ 18 جواد الائمه
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "


پسرم از روی پله ها افتاد . دستش شکست بیشتر از من عبدالحسین هول کرد. بچه را

که داشت به شدت گریه می کرد، بغل گرفت. از خانه دوید بیرون. چادر سر کردم و دنبالش

رفتم. ماتم برد وقتی دیدم دارد می رود طرف خیابان. تا من رسیدم به اش، یک تاکسی

گرفت، در آن لحظه ها ماشین سپاه جلوی خانه پارک بود.






طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()