تبلیغات
فرهنگ جهاد و شهادت - خاک طلایی
" ـ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً "


بعد از عملیات طریق القدس ما ۳۸ نفر از نیروهای گردان در خط پدافندی مستقر شدیم.

مسئولیت ها را شهید یعقوب صیدی به عهده داشت و هر شب لوح نگهبانی تهیه می

کردند و تا صبح نگهبانی انجام می شد. از ساعت دو تا سه صبح نگهبانی بنده بود، و در

این زمان احساس می کردم. که دشمن از روی خاکریز به سمت ما جهت گرفته است،

سریعاً عمو یعقوب را صدا زده و مشکل را به ایشان گفتم. او که متوجه شده بود، ترسیده

ام، مقداری خاک در داخل لیوان آب ریخته و به عنوان آب طلا به من داد و گفت : آب طلا

بخور، تو  ترسیده ای. ایشان در همه مواقع امید و پناه رزمندگان بود.

(به نقل از علی اکبر محمدی درباره شهید یعقوب صیدی)





طبقه بندی: تفحص سیره شهدا (خاطرات شهدا)، 
برچسب ها: خاک، ترس، طریق القدس، گردان، عمو یعقوب، دشمن، پدافند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391 | توسط : خادم الشهداء | نظرات()